کارگردانان : Charles Chaplin نویسندگان : Charles Chaplin بازیگران : Charles Chaplin, Edna Purviance, Jackie Coogan خلاصه داستان : « چارلى » ( چاپلین )، شیشه‏بر دوره‏گرد، با پسربچه‏ اى ( کوگان ) که مادرش ( پورواینس ) او را رها کرده زندگى می‏کند. پسر بچه، شیشه‏ ى پنجره‏ هاى خانه‏ ها و مغازه‏ هاى مردم را با پرتاب سنگ می‏شکند و براى ناپدرى خود کار جور می‏کند. در این فیلم بازهم چاپلین سنت همیشه خودش را حفظ کرده و در عین اینکه قصه میگوید و فیلمی سرگرم کننده تحویل بیننده میدهد او را به فکر هم فرو میبرد. مشکل کودکان نا خواسته.فقر. ناکارامدی پلیس و پایین بودن سطح فرهنگ مردم از جمله فاکتورهای مهمی برای این فیلم هستند که چاپلین به تمام انها میپردازد. چاپلین در این فیلم توانسته شیمی جالبی بین دو کارکتر اصلی فیلم برقرار کند. پسر بچه به مانند زنهای خانه دار صبحها قبل از چاپلین بیدار شده و صبحانه اماده میکند هنگام نهار و شام هم همینطور است. چاپلین نیز به مانند افراد سرخوش دیرتر بیدار میشود ودر جایش روزنامه میخواند! او از تربیت و بهداشت کودک غافل نیست در صحنه ای جالب به او اشاره میکند قبل از خوردن غذا باید حتما دعا بخوانند! یا مثلا بعد از غذا سر و صورت پسر را تمیز میکند و بعد او را راهی بازی کردن میکند. این دو به خوبی مکمل هم هستند، چه در زندگی و چه در کار. در واقع بدون هم زندگی برای انها سخت و دشوار است. نکته جالبی که در این فیلم چاپلین نیز وجود دارد این است که اگرچه کارکترهای اصلی فیلم وضع چندان جالبی ندارند و با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم میکنند اما بازهم نا امید نیستند و با دیدن نوع زندگی انها حس نشاط به ادم دست میدهد. چاپلین از مسائل ریز فیلمنامه هم به خوبی بهره میبرد مثل قضیه نوع کار کردن انها، پلیسی سمج در منطقه انها حضور دارد که به نوع فعالیت انها مشکوک است وانها را تعقیب میکند. اتفاقا در یکی از روزها پسر بچه شیشه خانه همان پلیس را میشکند و پلیس درست موقعی سر میرسد که چاپلین با همسر او در حال گپ و گفت است! در این فیلم دعوای چاپلین و یکی از قلدرهای محل خیلی جالب است. بازهم چاپلین بر بی فرهنگی قشر عظیمی از هم وطنان خود تاکید دارد. وقتی پسر غریبه ای عروسکی جدید دست پسر اصلی فیلم میبیند با او درگیر میشود تا عروسک را به دست اورد، درگیری جالبی شکل میگیرد. چاپلین نخست پسر را شیر میکند تا در مسابقه مشت زنی پیروز شود اما به محض اینکه برادر بزرگ او را میبیند از ترس خودش کاری میکند تا پسر غریبه پیروز شود! اما برادر او کله شق است و خواستار دعوا با چاپلین میشود. در اینجا چاپلین به طرز جالبی او را ناکار میکند و با اجر چند بار به سر او ضربه میزند که سرعت عمل او در اینجا بی نظیر است. /987/